مرادریاب

عاشقانه هاوشکستنها

تبلیغات تبلیغات

خوب ببین

یه رفیق قدیمی خیلی عزیز بهم میگفت ما تا اینجا زندگی خیلی درد کشیدیم پس تنها انتقامی که میتونبم ازش بگیربم شاد بودنه... کاش بودی و میدیدی که از درو دیوار جوری باران درد نازل میکنن که با هزاران اموزشی که دیدم و دوره های که رفتم حتی نمبتونم دقیقه ای افکارم گمراه کنم چه رسد به شادمانی... ناخوداگاهم جوری قلاب شده به درد که هر ماهی شادی رو قیل اینکه یه قلابم برسه به ورطه ماتم عزیزانش مینشاند ... کجای که ببینی گره پیشانیم طعنه میزنه موجهای دریا تو به روز
برچسب‌ها: ناخوداگاهم
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها